روزهای خیلی بدیه 

مادربزرگم که خیلی مریضه و گوشه ی خونه افتاده قلبش با باطریه و دکترا میگن قلبش گشاد شده ونمیشه کاری کرد

دوسته عزیزمم دیابت داره و هرچن وقت گوشه ی بیمارستان.اینقدر ازمایش میگیرن ک خونی نمونده براش .تقریبا تو کل اصفهان و شهرای اطراف ی بیمارستانه ک پذیرشش میکنه.چشماش که تقریبا داره از کار میوفته و هزار تا مشکل ک ی مادرو بیشتر عذاب میده.

دختریم ک دوسش دارمو همسایمونه باباش معدش از کار افتاده و دکترا جوابش کردن.دختره بیچاره هیچی ازش نمونده از بس گریه کرده

براشون هر کاری از دستم بر اومده کردم اما خب فقط ی نفره میتونه کمکشون کنه


خواهش میکنم فقط براشون دعا کنید ب حق این ماه عزیز 




تاریخ : چهارشنبه 12 آبان 1395 | 18:46 | نویسنده : سعید | نظرات (13)
.: Weblog Themes By BlackSkin :.